42-شیطنتت های بهار خانم
بهارخانم باز مثل همیشه به گوشی مامان گیر داده بودی منم خاموش کردم وگفتم ببین شارژ نداره وبعدش شما اینکارو که تصویرش پایینه انجام دادی!!! -وفتی کتابچه کوچک خودت روبهت میدم ومیگم گربه روپیداکن بلافاصله شروع میکنی به صفحه زدن وعکس گربه روپیدامیکنی وشروع میکنی به مو مو کردن!قربون دختر باهوشم -توحرکات موزون!هم هرروز تبحرت بیشتر میشه والبته از این طرف هم همین که بهت میگن نماز بخون فوری یه مهر پیدا میکنی وبه سجده میری! ...
41-بهار جون وکامیونش
بهار جون دخترم نه سبد لباس ها از دستت در امون بود نه سینی های خونه!چون مرتب میرفتی سراغ سبد لباس ها وخالیش میکردی و وسایل خودت رو توش جا میدادی وهلش میدادی اما چون اونطور که میخواستی جلو نمیرفت عصبانی میشدی!هر سینی هم میدیدی بپر میرفتی مینشستی توش که منوبا سینی هل بدید!بخاطر همین برات ماشین گرفتیم که شاید دست از سر وسایل خونه برداری اما باز کارهای خودت رو انجام میدی ...
نویسنده :
ماماني
13:57
40-تیر93 در خونه باباحاجی
39-تولد بهارجون
شعری از فریدون مشیری که عمو احسان برای تبریک تولدت فرستاده رو خوشم اومد درادامه میذارم... ای بهار ای بهار ای بهار تو پرنده ات رها بنفشه ات به بار می وزی پر از ترانه می رسی پر از نگار هرکجا رهگذار تست شاخه های ارغوان شکوفه ریز خوشه اقاقیا ستاره بار بیدمشک زرفشان لشکر ترا طلایه دار بوی نرگسی که می کنی نثا...
38-تولد بهارجون
برای تولد بهارم دخترم يه ساله كه تو اومدي كه منو به خنده مهمونم كني كه غمو از دل من بروني و مرهمم باشي و درمونم كني  ...
37-بهار وتلویزیون
از میز تلویزیون هم میخوای بالا بری دختر؟ بهار جون از اونجا که وقتی برات برنامه های مورد علاقه ت(حسنی ,عروسک قشنگ من و....) رو میذارم از تلویزیون فاصله نمیگیری وجز تلویزیون به اطرافت توجه نداری سعی میکنم خیلی خیلی به ندرت برات روشن کتم,که هم خدایی ناکرده روبیناییت تاثیر نذاره وهم با وسایل بازی مشغول باشی که خلاق تر بشی! ...
نویسنده :
ماماني
15:42








